تصویر amir
amir

Pinned ۱ هفته 3 روز ago onto آلبوم شهدا

زندگی نامه و شهادت ابراهیم هادی

بخشی از زندگی نامه و خاطرات شهید ابراهیم هادی

شهید ابراهیم هادی در یکم اردیبهشت ماه سال 1336دیده به جهان گشود و پس از بیست و هفت سال زندگی پر فراز و نشیب، در عملیات والفجر مقدمّاتی در منطقه فکه، بیست و دوم بهمن سال ۶۱ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و همانطور که از خداوند می خواست، پیکر پاکش در کربلای فکه گمنام بماند.

 ابراهیم، در والفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه‌های گردان کمیل و حنظله در کانال‌های فکه مقاومت کرد اما تسلیم نشد و در ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن بچه‌های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد و دیگر کسی او را ندید و این هم آخرین تصویر از پیکر پهلوان بسیجی شهید «ابراهیم هادی» در کانال قتلگاه فکه گرفته شده توسط تلویزیون عراق، که در نشریه پلاک هشت منتشر شده است.

شهید ابراهیم هادی که در میدان جهاد اصغر، حماسه  کانال کمیل را با نام پرافتخار خود، گره زد و در میدان جهاد اکبر تا بدانجا پیش رفت که عارف مشهور تهران، حاج اسماعیل دولابی، از او تقاضای نصیحت می کرد! او در سرنوشت سازترین لحظات دفاع مقدس، تصمیم می گیرد اذان بگوید. آنهم اذانی نابهنگام که تا آن لحظه، حکمتش بر کسی روشن نبود. و این اذان معجزه آسا، 18 عراقی را همراه با فرماندهان خود، وادار به تسلیم کرد و بدینگونه سرنوشت عملیات را به نفع سپاه اسلام، رقم زد، «اذان» دریافت «تلاوت قرآن» دریافت ماجرای اذان معجزه آسای شهید ابراهیم هادی در یک سحرگاهی در یک جای بحرانی از جنگ، تصمیم می گیرد اذان بگوید. همه به او می گفتند: چه شده که الان می خواهی اذان بگویی؟ ولی او دلیلش را برای هیچ کسی توضیح نمی دهد و با صدای بلند مشغول اذان گفتن می شود. وقتی که اذان می گوید: به سمت او تیراندازی می کنند و یکی از تیرها به گلوی او می خورَد. همه می گویند: چرا این کار را انجام دادی؟

بعد او را داخل سنگر می برند و در حالی که خون از بدنش جاری بود، کمک های اولیه امدادی را برایش انجام می دهند. بعد از مدتی یک دفعه ای می بینند که عراقی ها با دستمال سفید دارند می آیند این طرف. اول فکر می کنند شاید این فریب دشمن است. لذا اسلحه ها را آماده می کنند، اما بعد می بینند که این عراقی ها با فرمانده خودشان تسلیم شده اند. می گویند: چرا تسلیم شدید؟ می گویند: آن کسی که اذان می گفت کجاست؟ گفتند: او یکی از بچه های ما بود که شما به او تیر زدید. گفتند: ما به خاطر اذان او تسلیم شدیم و ماجرای خودشان را توضیح می دهند. این اثر نَفَس یک جوان ورزشکار است که اهل گود زورخانه بود. او در دوران دبیرستان در ورزش کُشتی، قهرمان بوده و می گوید: من همیشه در کُشتی مراقب بودم که روی نقطه ضعف های حریفم انگشت نگذارم. در حالی که رسم کشتی این است که طرف مقابل را از روی نقطه ضعف هایش به زمین می زنند. این نشان می دهد که ابراهیم هادی فوق قهرمان و فوق پهلوان بوده است. این شهید عزیز آن قدر داستان های اَکشن و جذابی دارد که افسانه های فیلم های اکشن و جنگی غربی به پایش نمی رسند. در بین ویژگی های برجسته ابراهیم هادی، اگر بخواهم یک ویژگی برتر او را بگویم، باید اخلاص او را بگویم که دغدغه اصلی او در تمام طول عمرش بود. او دقت می کرد که کار برای خدا باشد و این یکی از تکیه کلام هایش بود و می گفت: کاری که مخلصانه نباشد به درد نمی خورَد.

بنده مبلغ یک کتاب هستم؛ کتاب «سلام بر ابراهیم» که نویسنده محترم کتاب می فرماید: وقتی که کتاب را تمام کردم، استخاره بلد نبودم و تمرین نداشتم، ولی قرآن را باز کردم و نیت کردم که خدایا، اسم کتاب را چه بگذارم؟ اول صفحه آمد: سَلَامٌ عَلىَ إِبْرَاهِیم. منبع: صافات/109.

برای جوانهایی که اهل تفریح و خوشگذرانی هم هستند، پیشنهاد می کنم این کتاب را بخوانند تا ببینند که با کتاب هم می شود تفریح کرد و خوش گذراند.

محل تبلیغات شما
موضوع: 
دیدگاه‌ها
نظر خود را در زیر بنویسید
پیوستهای مرتبط با موضوع

جهاد و شهادت

وصیت نامه شهید امیر حاج امینیشهید محسن حججیامام جواد علیه السلامقسمتی از وصیتنامه شهید حمید باکریشیرینی محبتیاد شهدانماز ظهر عاشورابمباران شیمیایی حلبچهدوباره میسازیمحدیث انتظار فرجفرازی از وصیتنامه شهید محمود ستوده
خاطرات شهید علی صیاد شیرازی
پیوستهای کاربر

amir

حدیث عید نوروز
پیام رهبری بر جشن نوروز
میلاد امام محمد تقی علیه السلام
خوردن انار با پیه
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم
کم رویی
پیوستهای موجود در این گروه

آلبوم شهدا

شهید عباس بابائی
توصیه های شهدا
یاد شهدا
شهید محسن حججی
وصیت نامه شهید امیر حاج امینی
خون شهدا
پیمایش
ورود کاربر
دیدگاه‌های اخیر
کاربران آنلاین

هم‌اکنون 0 کاربر آنلاین هستند.

کاربران جدید
بالا