نویسنده و عکاس:اسما رشیدی زمستون با تموم خشنی هاش فرا رسید و دوباره برگ های سبزِ درختانی رو که باغبون پیر بازحمت فراوان بادست های پینه بستش نگهداری و آبیاری میکرد ازش گرفت و فقط شاخه های بی برگ و ب
معمولا شبای جمعه مهمون مادربزرگ بودیم. که تو یه خونه قدیمی با دیوارای کاگلی و حیاط بزرگ که وسطش یه حوزچه با ماهی ها قرمز بود زندگی می کرد.