در دوران اوج امیرکبیر وقتی به وی پیشنهاد صدارت کشور میشود او در مورد برنامه های خود برای صدر اعظمی اینگونه عنوان می کنند که: میخواهم تهران را هم مثل تبریز آباد کنم.
چگونه ناامید باشم، وقتی که خدای باران همان خدای من است؟ چگونه به خاطر خشکسالی ناامید باشم وقتی که خداوند راه دعا را نبسته است و مسیر امیدواری را باز گذاشته است؟ آری...