از خستگی و درد لبالب باشم
حاشا به شکوه در بر رب باشم
خورشید بسوزان تن من را شاید
یک لحظه شبیه عمه زینب باشم
15 روز تا قرار عاشقی...
15 روز تا اربعین...
من گفته ام به همه این اربعین حرم هستم
این تن بمیرد آبرویم مریز یاحسین
یک زیارت اربعین ، پایین پا را خواستم از نجف تا کربلا، پای پیاده، دست جمع
بار بگشایید اینجا کربلاست آب و خاکش با دل و جان آشناست اربعین است اربعین کربلاست هر طرف غوغایی از غم ها به پاست
تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود
ولی از پا نیفتادم، شکستم بی صدا در خود
شکستم بی صدا در خود که باید بی تو برگردم
قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم
دعا کنید که من اربعین حرم باشم...