امام باقر عليه السّلام: كسى كه وضع ظاهرش بهتر از حال باطنش باشد ترازوى اعمالش سبك است.( تحف العقول صفحه 275 )
امام باقر عليه السّلام: كسى كه وضع ظاهرش بهتر از حال باطنش باشد ترازوى اعمالش سبك است.( تحف العقول صفحه 275 )
امام باقر عليه السّلام: كسى كه وضع ظاهرش بهتر از حال باطنش باشد ترازوى اعمالش سبك است.( تحف العقول صفحه 275 )
امام رضا عليه السلام: گل نرگس ببوييد؛ زيرا از زكام، ايمنى مى بخشد ...وَليَشُمَّ النَّرجِسَ؛ فَإِنَّهُ يَأمَنُ الزُّكامَ .(بحار الأنوار، جلد 62، صفحه 324 )
ما را ببخش،اگر در دلمان سیاهی است!...
چه دل انگیز است!...
صبحی دیگر از راه رسیده باشد و...
مژده ی ظهور تو دمیده شده باشد و...
برخیزم، رو به سوی تو کنم و...
دست هایم را روی سینه گذارم و...
به تو سلام کنم!...
سلامی از عمقِ جان! سلامی از روی مِهر و سلامی از سَرِ شوق!...
سلام!... ما را ببخش،اگر در دلمان سیاهی است!...
امام صادق علیه السلام فرمودند: ﺑﺮﺍﻯ ﻫﺮ ﻣﺆﻣﻨﻰ ﭼﻬﻞ ﺭﻭﺯ ﻧﻤﻰﮔﺬﺭﺩ، ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺣﺪﻳﺚ ﻧﻔﺲ (وسوسهی نفس) ﻣﻰﺷﻮﺩ.
ﭘﺲ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺣﺪﻳﺚﻧﻔﺲ ﺑﺮ ﻛﺴﻰ ﻋﺎﺭﺽ ﺷﺪ، ﺩﻭ ﺭﻛﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ به جا بیاورد ﻭ ﺍﺯ ﺷّﺮ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺒﺮﺩ.
ﭼﻮﻥ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﺩﻡ ﺍﺯ ﺣﺪﻳﺚﻧﻔﺲ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺷﻜﺎﻳﺖ ﻛﺮﺩ، جبرئیل ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺑﮕﻮ: ﻟﺎ ﺣَﻮْﻝَ ﻭَ ﻟﺎ ﻗُﻮﱠﺓَ ﺍِﻟﺎّ ﺑِﺎﻟﻠّﻪِ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﺩﻡ ﺗﺎ ﺍﻳﻦ ﺫﻛﺮ ﺭﺍ ﻓﺮﻣﻮﺩ ، ﺣﺪﻳﺚ ﻧﻔﺲ ﺍﻭ ﺑﺮ ﻃﺮﻑ ﺷﺪ «ﻣﻔﺎﺗﻴﺢ الجنان صفحهی 263»
حرم امام رضا علیه السلام
امام صادق عليه السلام: با نادان و دانا، بگو مگو نكن؛ چرا كه هرگاه با نادان بگو مگو كنى، آزارت مى دهد و هرگاه با دانا بگو مگو كنى، دانشش را از تو دريغ مى دارد.( بحارالأنوار ج 2 ص130)
امام على عليه السلام: به كمال رساندن خوبى، نيكوتر از آغاز كردن آن است :إكمالُ المَعروفِ أحسَنُ مِنِ ابتِدائهِ (غررالحكم حدیث 1899 )
عزل فرماندار نالایق
مشکل امام علیعلیه السلام در کارهای اجرائی کشور این بود که به میزان نیاز از نیروهای انسانی متعهّد و کارآمدی برخوردار نبود.
افرادی باتقوی، مؤمن، خوب و سالم در جمع یاران امام وجود داشتند، امّا مدیران لایقی نبودند، آیندهنگر و زرنگ و سیاستمدار نبوده، در برابر دشمنان اسلام کوتاهی می کردند.
و در مقابل، افراد زرنگ و سیاستمداری وجود داشتند که ایمان و پرهیزکاری آنان ضعیف بود،
حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام به ناچار (زیاد بن أبیه) را بر اهواز و بصره با نظارت ابن عبّاس، مأموریت داد،
و در دستورالعمل حکومتی نیز به او هشدار داد و نوشت:
وَإِنِّی أُقْسِمُ بِاللَّهِ قَسَماً صَادِقاً، لَئِنْ بَلَغَنِی أَنَّکَ خُنْتَ مِنْ فَیءِ الْمُسْلِمِینَ شَیئاً صَغِیراً أَوْ کَبِیراً، لَأَشُدَّنَّ عَلَیکَ شَدَّةً تَدَعُکَ قَلِیلَ الْوَفْرِ، ثَقِیلَ الظَّهْرِ، ضَئِیلَ الْأَمْرِ، وَالسَّلَامُ.
همانا من، براستی بخدا سوگند میخورم، اگر به من گزارش کنند که در بیت المال خیانت کردی، کم یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم که کم بهره شده، و در هزینه عیال، درمانی، و خوار و سرگردان شوی. با درود. [1] .
امّا باز هم نگرانِ کار او بود که نامه 21 را پس از شروع ار به او نوشت:
فَدَعِ الْإِسْرَافَ مُقْتَصِداً، وَاذْکُرْ فِی الْیوْمِ غَداً، وَأَمْسِکْ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ، وَقَدِّمِ الْفَضْلَ لِیوْمِ حَاجَتِکَ. أَتَرْجُو أَنْ یعْطِیکَ اللَّهُ أَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ وَأَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ! وَتَطْمَعُ - وَأَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی النَّعِیمِ، تَمْنَعُهُ الضَّعِیفَ وَالْأَرْمَلَةَ - أَنْ یوجِبَ لَکَ ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِینَ؟ وَإِنَّمَا الْمَرْءُ مَجْزِی بِمَا أَسْلَفَ وَقَادِمٌ عَلَی مَا قَدَّمَ، وَالسَّلَامُ.
«ای زیاد، از اسراف بپرهیز، و میانهروی را برگزین، از امروز به فکر فردا باش، و از اموال دنیا به اندازه کفاف خویش نگهدار، و زیادی را برای روز نیازمندیت در آخرت پیش فرست. آیا امیدداری خداوند پاداش فروتنان را به تو بدهد در حالی که از متکبّران باشی؟ و آیا طمع داری ثواب انفاق کنندگان را دریابی در حالی که در ناز و نعمت قرار داری؟ و تهیدستان و بیوهزنان را از آن نعمتها محروم میکنی؟ همانا انسان به آن چه پیش فرستاده، و نزد خدا ذخیره ساخته، پاداش داده خواهد شد. با درود.» [2] .
سرانجام زیاد پس از خیانت های مالی به سوی معاویه گریخت.
امام گرچه کمیل بن زیاد علاقه داشت که دعای کمیل به نام او معروف شد، او فردی با ایمان و مُخلص، امّا در امور مدیریت نظامی و سیاسی ضعیف بود، و به جای ایستادگی در برابر دشمن، سُستی بخرج میداد.
کمیل فرماندار امام علیعلیه السلام در شهر مرزی «هیت» بود و نتوانست جلوی یورشها و تجاوزات سربازان معاویه را بگیرد،
و بدون نقشهای حساب شده برای جبران یورشهای معاویه به یکی از شهرهای مرزی شام «قرقیسا» حمله کرد که بهانه دیگری به دست معاویه داد.
و مورد نکوهش حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام قرار گرفت و عزل گردید.
امام علیعلیه السلام در نامهای با نگرانی تمام به او نوشت که:
أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ تَضْییعَ الْمَرْءِ مَا وُلِّی، وَتَکَلُّفَهُ مَا کُفِی، لَعَجْزٌ حَاضِرٌ، وَرَأْی مُتَبَّرٌ.
وَإِنَّ تَعَاطِیکَ الْغَارَةَ عَلَی أَهْلِ قِرْقِیسِیا، وَتَعْطِیلَکَ مَسَالِحَکَ الَّتِی وَلَّینَاکَ - لَیسَ بِهَا مَنْ یمْنَعُهَا، وَلَا یرُدُّ الْجَیشَ عَنْهَا - لَرَأْی شَعَاعٌ.
فَقَدْ صِرْتَ جِسْراً لِمَنْ أَرَادَ الْغَارَةَ مِنْ أَعْدَائِکَ عَلَی أَوْلِیائِکَ، غَیرَ شَدِیدِ الْمَنْکِبِ، وَلَا مَهِیبِ الْجَانِبِ، وَلَا سَادٍّ ثُغْرَةً، وَلَا کَاسِرٍ لِعَدُوٍّ شَوْکَةً، وَلَا مُغْنٍ عَنْ أَهْلِ مِصْرِهِ، وَلَا مُجْزٍ عَنْ أَمِیرِهِ.
«پس از یاد خدا و درود! سُستی انسان در انجام کارهایی که بر عهده اوست، و پافشاری در کاری که از مسؤولیت او خارج است، نشانه ناتوانی آشکار، و اندیشه ویرانگر است. اقدام تو به تاراج مردم «قرقیسا»، در مقابل رها کردن پاسداری از مرزهایی که تو را بر آن گمارده بودیم و کسی در آنجا نیست تا آنجا را حفظ کند، و سپاه دشمن را از آن مرزها دور سازد، اندیشهای باطل است.
تو در آنجا پُلی شدهای که دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند، نه قدرتی داری که با تو نبرد کنند، و نه هیبتی داری از تو بترسند و بگریزند، نه مرزی را میتوانی حفظ کنی، و نه شوکت دشمن را میتوانی درهم بشکنی، نه نیازهای مردم دیارت را کفایت میکنی، و نه امام خود را راضی نگه میداری.» [3] .
پی نوشت ها:
(1) نامه 20 که اسناد و مدارک آن به شرح زیر است:
1- أنساب الاشراف ج2 ص162 و163 ح182: بلاذری (متوفای 279 ه)
2- تاریخ ابن واضح ج2 ص204: ابن واضح (متوفای 292 ه)
3- کتاب محاسن و مساوی ج2 ص201: بیهقی شافعی (متوفای 569 ه)
4- تاریخ طبری ج 4 ص 163: طبری شافعی (متوفای 310 ه)
5- کتاب فهرست ص 131: ابن ندیم (متوفای 438 ه)
6- کتاب الجمل ص 210: شیخ مفید (متوفای 413 ه).
(2) نامه 21 که اسناد و مدارک آن به شرح زیر است:
1- أنساب الاشراف ج 2 ص 169 و 165: بلاذری (متوفای 279 ه)
2- شرحنهجالبلاغه ج15 ص139:ابنابیالحدید معتزلی(متوفای656ه)
3- منهاج البراعة ج 3 ص 38: ابن راوندی (متوفای 573 ه)
4- غرر الحکم ج 4 ص 536 و 33 و 436: آمدی (متوفای 588 ه)
5- غرر الحکم ج3 ص85 و ج 2 ص210: آمدی (متوفای 588 ه)
6- بحار الانوار ج33 ص490 ح696: مجلسی (متوفای 1110 ه).
(3) نامه 61 نهج البلاغه (کمیل بن زیاد تا سن 90 سالگی زنده بود که به دست حجاج بن یوسف ثقفی به شهادت رسید).
اشک چشم:
آیت الله بهجت(ره):
این اشک طریقه ی تمام انبیا(علیهم السلام)بود برای شوق لقاالله، برای تحصیل رضوان الله...
این اشک چشم به اعلی علیین مربوط است.