امشبی را شه دین در بغلم مهمان است.
تصویر
متن
امشبی را شه دین در بغلم مهمان است.
برچسبها
موضوع
امشبی را شه دین در بغلم مهمان است.
دختران شام میگردند همراه پدر، کاش میشد تا تو هم با خود بگردانی مرا.
از نیمه شب گذشته و خوابش نبرده بود طفل سه ساله ای که، دگر سالخورده بود در گوشه خرابه، به جای ستاره ها تا صبح، زخم های تنش را، شمرده بود.
این روزها قافیه ی شعر گشته اربعین، امسال هم اگر نروم میخورم زمین، اینبار من مدد ز رقیه گرفته ام، نازی کند ز پیش پدر راهیم همین.
بابا شما چیزی نپرس از گوشواره، من هم از انگشتر نمی گیرم سراغی.
ویرانه ام پر میشود از عطر کیسویت، بابا کجا بودی چرا خاکی شده مویت.
چه شد امام به گریه سه بار گفت الشام، تمام روضه خلاصه در این کلام شده.
بعد تو ضرب المثل شد دختران بابایی اند.
گر دخترکی پیش پدر ناز کند، گره کرب و بلای همه را باز کند.