با دست های کوچکش آرام و بی صدا، از فرط درد بازوی خود را فشرده بود، این نیمه جان مانده هم از لطف زینب است، ورنه هزار...
با دست های کوچکش آرام و بی صدا، از فرط درد بازوی خود را فشرده بود، این نیمه جان مانده هم از لطف زینب است، ورنه هزار مرتبه در راه مرده بود.
افزودن دیدگاه جدید