رفتن به محتوای اصلی
P نگارخانه ضیاءالصالحین
حداقل دو حرف برای جست‌وجو بنویسید.
خانه
موضوعات
انتزاعی و مفهومی حمل‌ونقل و وسایل نقلیه فضا و نجوم قرآنی اهل‌بیت علیهم‌السلام احادیث فقه و احکام اخلاق و عرفان جهاد و شهادت خانواده و سبک زندگی مناسبت‌ها و رویدادها سلامت و پزشکی تاریخ و میراث علم و فناوری شعر و ادب صنایع دستی شخصیت‌ها طبیعت و حیوانات غذا و آشامیدنی معماری و دکوراسیون فرهنگ و هنر ورزش و تفریح کودکان و نوجوانان گردشگری و اماکن
نوع تصویر
آواتار طراحی عکاسی لایه باز پس‌زمینه و والپیپر پوستر
درباره ما
ورود
داستان فتح خیبر
225×225 · 11 KB

داستان فتح خیبر به دست امام علی علیه السلام...

داستان فتح خیبر به دست امام علی علیه السلام

دژهای هفتگانه خیبر نام‌های مختلفی داشتند: ناعم، قموص، کتیبه، نسطاة، شق، وطیح و سلالم. 
هنگامی که حضرت علی علیه السلام از سوی پیامبر مأمور شد که دژهای وطیح و سلالم را بگشاید ، زره محکمی بر تن کرد و شمشیر مخصوص خود ذوالفقار را حمایل فرمود. سپس با شهامت به سوی دژ حرکت کرد و پرچم اسلام را که پیامبر به دست او داده بود در نزدیکی خیبر بر زمین نصب فرمود. 
در این لحظه در خیبر باز شد و دلاوران یهود از آن بیرون ریختند. نخست برادر  مرحب  که « حارث » نام داشت جلو آمد. نعره او چنان مهیب بود که سربازانی که پشت سر امام بودند بی اختیار عقب رفتند، ولی امام مانند کوه پا بر جای ماند. لحظه ای نگذشت که جسد حارث به روی خاک افتاد و جان سپرد. 
مرگ برادر، مرحب را سخت غمگین و متأثر کرد. او برای گرفتن انتقام برادر در حالی که زره یمانی بر تن و کلاهی که از سنگ مخصوص تراشیده بود بر سر داشت جلو آمد و به رسم قهرمانان عرب با خواندن اشعاری چنین گفت: 
در و دیوار خیبر گواهی می دهد که من مرحبم؛ قهرمانی کارآزموده و مجهز با سلاح جنگی. اگر روزگار پیروز است من نیز پیروزم. قهرمانانی که در صحنه های جنگ با من روبرو می شوند، با خون خویشتن رنگین می گردند. 
امام علی علیه السلام نیز با خواندن اشعاری خود را چنین معرفی کرد: 
من همان کسی هستم که مادرم مرا حیدر خوانده. مرد دلاور و شیر بیشه ها هستم. بازوان قوی و گردن نیرومند دارم. در میدان نبرد مانند شیر بیشه ها صاحب منظری مهیب هستم . 
رجزهای دو قهرمان پایان یافت. 
صدای ضربات شمشیر و نیزه های دو قهرمان اسلام و یهود، وحشت عجیبی در دل ناظرات پدید آورد. ناگهان شمشیر برنده و کوبنده قهرمان اسلام بر فرق مرحب فرود آمد و سپر و کلاهخود و سنگ و سر را دو نیم ساخت. این ضربت آنچنان سهمگین بود که برخی از دلاوران یهود که پشت سر مرحب ایستاده بودند پا به فرار نهاده، به دژ پناهنده شدند. 
علی علیه السلام یهودیان فراری را تا در حصار تعقیب کرد. در این کشمکش یک نفر از جنگجویان یهود با شمشیر بر سر علی زد و سپر از دست وی افتاد. علی علیه السلام فورا به سوی در دژ گردید و آنرا از جای خود کند و تا پایان کارزار به جای سپر به کار برد. 
پس از آنکه آن را بر زمین افکند، هشت نفر از نیرومندترین سربازان اسلام سعی کردند آن در را از این رو به آن رو کنند ولی نتوانستند. در حصار از سنگ و طول آن دو متر و پهنای آن یک متر بود. 
اما ماجرای کندن در خیبر را چنین نقل می کند: 

من در خیبر را از جا کندم و به جای سپر از آن استفاده کردم. پس از پایان نبرد آن را به عنوان پل به روی خندقی که یهودیان کنده بودند قرار دادم. سپس آن را میان خندق پرتاب کردم. 
مردی پرسید:«سنگینی اش چقدر بود؟!» 
گفتم:«به اندازه سنگینی سپر خودم. من آن در را با نیروی بشری از جا نکندم، بلکه در پرتو نیروی خداداد، و با ایمانی راسخ به روز بازپسین چنین کردم.» 

منابع: 
۱_فروغ ابدیت، ج 2، ص 251 تا 253 
۲_ بحارالانوار، ج 39، ص 10 تا 15

۳_ طرائف - عمده٬ ترجمه المنجد، ج 1، ص 324 

موضوع
اهل‌بیت علیهم‌السلام
برچسب‌ها
امام علی فتح خیبر داستان فتح خیبر ۲۴ رجب یهودیان مرحب و حارث ماجرای کندن در خیبر صدر اسلام ماجرای کندن در خیبر توسط امام علی دژهای هفت گانه خیبر

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
خانه درباره ما ورود

جست‌وجو

عنوان، متن، موضوع یا برچسب را جست‌وجو کنید.

موضوعات

موضوعات
انتزاعی و مفهومی حمل‌ونقل و وسایل نقلیه فضا و نجوم قرآنی اهل‌بیت علیهم‌السلام احادیث فقه و احکام اخلاق و عرفان جهاد و شهادت خانواده و سبک زندگی مناسبت‌ها و رویدادها سلامت و پزشکی تاریخ و میراث علم و فناوری شعر و ادب صنایع دستی شخصیت‌ها طبیعت و حیوانات غذا و آشامیدنی معماری و دکوراسیون فرهنگ و هنر ورزش و تفریح کودکان و نوجوانان گردشگری و اماکن
نوع تصویر
آواتار طراحی عکاسی لایه باز پس‌زمینه و والپیپر پوستر